فناوری هوش مصنوعی آمریکا از مسیری به غولهای فناوری چین میرسد که کنترلهای صادراتی ایالات متحده هرگز برای بستن آن طراحی نشده بودند: سنگاپور. این شهر-دولت خارج از محدوده جغرافیایی محدودیتهای آمریکا علیه چین mainland قرار دارد و همین شکاف نظارتی واحد، آن را به طور خاموش به یک گره حیاتی در زنجیره تأمین جهانی هوش مصنوعی تبدیل کرده است — جایی که علیبابا، بایدو و تنسنت میتوانند به مدلهای پیشرفته آمریکایی دسترسی پیدا کنند که در غیر این صورت برایشان ممنوع بود.
جذابیت سنگاپور در اینجا تصادفی نیست. این کشور سالها صرف کرده است تا خود را به عنوان مرکز برتر فناوری و مالی جنوب شرق آسیا معرفی کند و شرکتهای جهانی را با حاکمیت پایدار، حاکمیت قانون قوی و سرمایهگذاری عمیق در زیرساخت جذب نماید. آنچه که پیشبینی نکرد — یا شاید کرد — این بود که این بیطرفی آن را در مرکز خط گسل ژئوپلیتیکی در هوش مصنوعی قرار دهد.
ساختار کنترلهای صادراتی آمریکا بر هوش مصنوعی انتخابیتر از آن چیزی است که به نظر میرسد. محدودیتها نهادهای خاص و مناطق جغرافیایی خاصی را هدف قرار میدهند. چین mainland به وضوح در محدوده قرار دارد. سنگاپور خیر. این تمایز، که روی کاغذ ساده است، پیامدهای عملی عظیمی دارد زمانی که ارائهدهندگان ابری چین سالهاست به طور خاموش عملیات سنگاپور خود را توسعه دادهاند — مراکز داده، تیمهای مهندسی و اکنون پیشنهادات API.
این کنترلها برای جلوگیری از جریان مستقیم حساسترین فناوریهای آمریکا به دست چینیها طراحی شده بودند. اما سیاست نهادهای را هدف قرار میدهد، نه قابلیتها را. در نتیجه، قابلیتها از طریق هر نهادی که در لیست محدودیتها نباشد جریان مییابند — و شرکتهای تابعه مستقر در سنگاپور واجد شرایط هستند.
اینجاست که تمایز حقوقی تعیینکننده میشود. یک شرکت تابعه ثبتشده در سنگاپور از یک شرکت چینی تحریمشده، روی کاغذ، یک شرکت سنگاپوری است. این شرکت تحت قوانین سنگاپور فعالیت میکند، مالیات سنگاپور را پرداخت میکند و میتواند قراردادهایی را امضا کند که شرکت مادر آن در شنژن یا هانگژو از نظر قانونی نمیتواند. تحت قوانین فعلی آمریکا، فروش یک مدل هوش مصنوعی به آن شرکت تابعه همان محدودیتهایی را که فروش مستقیم به شرکت مادر چینی دارد، ایجاد نمیکند.
این شکاف واقعی است و از آن استفاده میشود.
هر سه پلتفرم فناوری مسلط چین — علیبابا، بایدو و تنسنت — عملیات قابل توجهی در سنگاپور دارند. این سوال که آیا این عملیات نیازهای تجاری محلی واقعی را برآورده میکنند یا عمدتاً به عنوان مکانیزمی برای هدایت فناوریهای محدودشده عمل میکنند، سوالی است که سیاستگذاران آمریکا روز به روز بیشتر میپرسند.
مشخصترین مثال، پیشنهاد علیبابا کلاود از APIهای سازگار با OpenAI از طریق زیرساخت سنگاپور است. توسعهدهندگان که روی پلتفرم علیبابا کار میکنند میتوانند به مدلهایی با معماری یکسان با آنچه OpenAI مستقیماً میفروشد دسترسی پیدا کنند — که از طریق یک واسطه جنوب شرق آسیایی هدایت میشوند نه اینکه از سانفرانسیسکو تأمین شوند. اثر عملی این است که توسعهدهندگان چینی از طریق یک کانال مطابق با مقررات به قابلیتهای پیشرفته هوش مصنوعی دسترسی پیدا میکنند.
این موضوع فراتر از علیبابا اهمیت دارد. این نشان میدهد که پلتفرمهای چینی تعاملپذیری با مدلهای آمریکایی را در زیرساخت اصلی خود تعبیه میکنند، نه اینکه آن را به عنوان یک راه حل موقت در نظر بگیرند.
بایدو و تنسنت مسیرهای مشابهی را دنبال کردهاند و ردپای خود را در سنگاپور گسترش دادهاند که همان مزیت ساختاری را فراهم میکند: یک نهاد ثبتشده محلی که میتواند وارد توافقاتی شود که برای شرکت مادر چینی در دسترس نیست. میزان دسترسی هر یک به مدلهای هوش مصنوعی آمریکا از طریق این ساختارها کمتر از پیشنهاد API علیبابا کلاود به صورت عمومی مستند شده است، اما چارچوب حقوقی که آن را ممکن میسازد به طور مساوی برای هر سه اعمال میشود.
طنز ماجرا این است که شرکتهای هوش مصنوعی آمریکا همزمان حضور خود را در سنگاپور عمیقتر کردهاند و این شهر-دولت را به گرهای حتی مهمتر در اکوسیستم جهانی هوش مصنوعی تبدیل کردهاند.
در سال ۲۰۲۶، OpenAI متعهد شد بیش از ۳۰۰ میلیون دلار سنگاپور — تقریباً ۲۳۴ میلیون دلار — برای تأسیس اولین آزمایشگاه هوش مصنوعی کاربردی خود خارج از ایالات متحده در سنگاپور سرمایهگذاری کند. این سرمایهگذاری نشاندهنده علاقه استراتژیک خود OpenAI به منطقه است، نه فقط به عنوان نقطه توزیع بلکه به عنوان پایگاهی واقعی برای تحقیق و توسعه کاربردی.
Google DeepMind در همان سال یک مرکز تحقیقاتی منطقهای در سنگاپور افتتاح کرد. تمرکز زیرساختهای هوش مصنوعی سطح بالای آمریکا در حوزه قضایی که شرکتهای تابعه فناوری چین میتوانند آزادانه به آن دسترسی داشته باشند تصادفی نیست — این بازتابدهنده موقعیتیابی عمدی سنگاپور است، اما همچنین شرایط ساختاری ایجاد میکند که اجرای کنترلهای صادراتی آمریکا را پیچیده میکند.
شاید آموزندهترین سابقه مربوط به مایکروسافت باشد. این شرکت شراکتهایی را حفظ کرده است که به آن اجازه میدهد مدلهای مبتنی بر OpenAI را در داخل خود چین ارائه دهد، علیرغم محدودیتهایی که مانع فعالیت مستقیم OpenAI در آنجا میشود. مایکروسافت دارای حقوق انحصاری مجوز تجاری برای مدلهای OpenAI است و پلتفرم ابری Azure آن به عنوان مکانیزم تحویل عمل میکند. از طریق شراکتهای موجود چینی، مایکروسافت میتواند آن مدلها را به روشهایی توزیع کند که OpenAI از نظر ساختاری نمیتواند.
این پویایی ایجاد میکند که همان سیاست آمریکا همزمان دسترسی چین به هوش مصنوعی آمریکا را محدود میکند و آن را ممکن میسازد — نتیجه کاملاً بستگی به این دارد که کدام ساختار شرکتی فروشنده است.
آن پویایی به معنای عامیانه یک حفره نیست — بلکه پیامد مستقیم نحوه نگارش کنترلها است. سیاست نهادهای فهرستشده توسط وزارت بازرگانی آمریکا را هدف قرار میدهد، نه خود قابلیتها را. بنابراین قابلیتها به نهادهای فهرستنشده مهاجرت میکنند. مدل شرکت تابعه سنگاپور آشکارترین بیان این موضوع است، اما ترتیب مایکروسافت Azure نشان میدهد که همان اصل حتی در مرزهای چین نیز وقتی ساختار شرکتی مناسب وجود دارد، اعمال میشود.
کنترلهای صادراتی چیپ موازی عبرتآموزی ارائه میدهند. آنها باریک شروع شدند و در طی چندین تکرار به طور قابل توجهی گسترش یافتند زیرا وزارت بازرگانی راهحلهای جایگزینی را که پس از هر دور محدودیتها ظهور میکردند، مسدود کرد. اگر وزارتخانه تصمیم بگیرد که فروش مدلهای هوش مصنوعی به شرکتهای تابعه سنگاپوری شرکتهای چینی تحریمشده نقض قصد محدودیتهای لیست نهادهای آن است، کل ترتیب فعلی میتواند بدون هشدار فرو بپاشد. این یک سناریوی دور از ذهن نیست — این مسیر مستند شده تکامل کنترلهای چیپ است.
برای سرمایهگذارانی که در معرض داراییهای مرتبط با هوش مصنوعی قرار دارند — چه در علیبابا کلاود، چه در کسبوکار Azure مایکروسافت، یا شرکتهایی که روی اکوسیستم API OpenAI ساخته میشوند — تقویم قانونگذاری وزارت بازرگانی شایسته توجه دقیق است. ترتیب فعلی ارزش تجاری واقعی برای چندین طرف ایجاد میکند. اما ادامه آن بستگی به اقدام نکردن ناظران دارد و تاریخچه کنترلهای صادراتی فناوری آمریکا نشان میدهد که بیعملی نظارتی عمر مفیدی دارد.
تنش زیربنایی ساختاری است: کنترلهای صادراتی آمریکا بر هوش مصنوعی برای دنیایی طراحی شده بودند که در آن مدلهای پیشرفته روی سرورها در مراکز داده آمریکا زندگی میکردند. تغییر به توزیع ابری، دسترسی API و شبکههای جهانی شرکتهای تابعه، آن جغرافیا را بسیار سختتر برای پلیس کردن کرده است. ظهور سنگاپور به عنوان گره مرکزی در این سیستم کمتر یک فرار عمدی است تا artifactی از نحوه عملکرد واقعی زیرساخت هوش مصنوعی مدرن — و دقیقاً همین چیزی است که رسیدگی به آن را بدون اختلال در تجارت مشروع در دو طرف بسیار دشوار میکند.
سنگاپور مشمول کنترلهای صادراتی آمریکا که فناوری هوش مصنوعی را به چین mainland محدود میکند، نیست. شرکتهای تابعه ثبتشده در سنگاپور از نظر قانونی به عنوان شرکتهای سنگاپوری تلقی میشوند، به این معنی که میتوانند وارد توافقاتی با ارائهدهندگان هوش مصنوعی آمریکا شوند که شرکتهای مادر چینی آنها نمیتوانند.
آنها از شرکتهای تابعه ثبتشده در سنگاپور خود استفاده میکنند که خارج از محدوده محدودیتهای لیست نهادهای آمریکا قرار دارند. علیبابا کلاود، به عنوان مثال، هماکنون APIهای سازگار با OpenAI را میزبانی شده از طریق زیرساخت سنگاپور خود ارائه میدهد و به توسعهدهندگان روی پلتفرم خود دسترسی به مدلهایی با معماری یکسان با پیشنهادات مستقیم OpenAI میدهد.
وزارت بازرگانی آمریکا میتواند محدودیتهای لیست نهادهای خود را گسترش دهد تا به طور صریح شرکتهای تابعه شرکتهای تحریمشده که در حوزههای قضایی خنثی مانند سنگاپور فعالیت میکنند را پوشش دهد. با توجه به نحوه گسترش کنترلهای صادراتی چیپ در طول زمان برای بستن راهحلهای جایگزین مشابه، این یک ریسک معتبر است که میتواند ترتیبات توزیع هوش مصنوعی فعلی را به سرعت مختل کند.
مایکروسافت دارای حقوق انحصاری مجوز تجاری برای مدلهای OpenAI است و از پلتفرم ابری Azure و شراکتهای موجود چینی خود برای توزیع آنها در داخل چین استفاده میکند. از آنجا که کنترلهای آمریکا نهادها را هدف قرار میدهند نه قابلیتها را، عملیات چینی فهرستنشده مایکروسافت میتوانند مدلهایی را توزیع کنند که خود OpenAI از فروش مستقیم آنها در آنجا منع شده است.
مقاله با کمک هوش مصنوعی تولید شده و توسط تیم تحریریه بررسی شده است.

