زیرساخت مالی آفریقا مانند اروپا یا آمریکای شمالی تکامل نیافت. از بسیاری جهات، مدلهای قدیمی را به طور کامل پشت سر گذاشت.
در بخش اعظم این قاره، پول موبایل، نه کارتها، زیرساخت اصلی پرداختها است. حجم پرداختهای آنی در سراسر قاره از سال 2020 با نرخ متوسط 35٪ سالانه رشد کرده است و حجم پول موبایل اکنون از 80 میلیارد تراکنش در سال فراتر رفته است. شمول مالی در طول دهه گذشته به سرعت گسترش یافته و میلیونها نفر را برای اولین بار وارد تجارت رسمی کرده است.

مصرفکنندگانی که قبلاً به پول نقد محدود بودند، اکنون میتوانند تقریباً برای همه چیز مستقیماً از تلفنهای خود پرداخت کنند.
با شتاب گرفتن اقتصاد دیجیتال آفریقا به سمت 1.5 تریلیون دلار پیشبینی شده تا سال 2030، سؤال دیگر این نیست که آیا مصرفکنندگان آفریقایی میتوانند در اقتصاد دیجیتال شرکت کنند. آنها از قبل این کار را میکنند. سؤال واقعی این است که آیا این زیرساخت میتواند از تجارت در مقیاس سازمانی بدون ایجاد ریسکهای سیستمیک جدید پشتیبانی کند.
وقتی تراکنشها از هزاران به میلیونها افزایش مییابند، پرداختها دیگر یک ویژگی رشد نیستند و به زیرساخت حیاتی تبدیل میشوند. در آن نقطه، وضوح ضروری میشود: دانستن اینکه آیا یک پرداخت موفق بوده است، چه زمانی وجوه تسویه میشوند، و چه کسی مسئول است وقتی اشتباهی رخ میدهد.
در حجمهای کم، ابهام قابل مدیریت است. در مقیاس، پرهزینه میشود.
مشتریای را در نظر بگیرید که یک پرداخت را مجاز میکند و از حسابش برداشت میشود، اما کسبوکار هرگز تأییدیه دریافت نمیکند. کالاها نمیتوانند آزاد شوند و اعتماد فوراً آسیب میبیند. خطرات در زمینههای حساس به زمان مانند حملونقل، تحویل غذا، یا بازپرداخت اعتبار بیشتر است، جایی که تأخیر در تأیید اصطکاک فوری ایجاد میکند. در مقیاس، این شکستها مستقیماً به از دست دادن درآمد و آسیب به شهرت تبدیل میشوند. در سراسر قاره، تراکنشهای حل نشده یا ناموفق سالانه میلیاردها هزینه به کسبوکارها تحمیل میکنند.
این اصطکاکها موارد استثنایی نیستند. آنها علائم ساختاری یک سیستم هستند که هنوز از پذیرش در مقیاس مصرفکننده به زیرساخت درجه سازمانی در حال انتقال است.
با به هم پیوسته شدن جریانهای پرداخت در بین بانکها، اپراتورهای پول موبایل و پلتفرمهای فینتک، مشکلات کوچک نیز دیگر مسائل جداگانه نیستند. یک تأیید تأخیری یا یک بهروزرسانی وضعیت گمشده فقط یک تراکنش یا یک مشتری را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ عدم اطمینان را در تطبیق، تجربه مشتری و جریان نقدینگی ایجاد میکند.
در مقیاس، آن عدم اطمینان ترکیب میشود. در کانالهای متعدد پرداخت، تعیین اینکه پرداخت کجا ناموفق بوده، چه کسی وجوه را در اختیار دارد و چقدر سریع میتوان آن را بازیابی کرد، دشوارتر میشود. این پیچیدگی در زمینه میان مرزی بیشتر است، جایی که چارچوبهای نظارتی جداگانه عدم اطمینان بیشتری را به نحوه تعامل کانالهای پرداخت فردی با یکدیگر در بازارهای مختلف اضافه میکنند.
نتیجه یک مالیات پنهان بر رشد است که با حجم افزایش مییابد. نه به این دلیل که پرداختها بیشتر ناموفق میشوند، بلکه به این دلیل که هزینه ندانستن افزایش مییابد.
ساخت برای انعطافپذیری درباره از بین بردن شکست نیست؛ درباره قابل مشاهده، قابل انتساب و قابل بازیابی کردن شکست در بازههای زمانی تعریف شده است. این چیزی است که زیرساخت قادر به پشتیبانی از تجارت در مقیاس سازمانی را از سیستمهایی که صرفاً تراکنشها را در مقیاس پردازش میکنند جدا میکند.
فاز اول فینتک آفریقا سرعت و دسترسی را اولویتبندی کرد و مصرفکنندگان و کسبوکارها را به ریلهای دیجیتال در مقیاس متصل کرد. آن ماموریت تا حد زیادی انجام شده است. اکنون همان کسبوکارها به سمت تجارت با ارزش بالاتر و میان مرزی حرکت میکنند. بازارهای پرداختهای B2B آفریقا و خاورمیانه به تنهایی پیشبینی میشود تا سال 2033 به 162 میلیارد دلار برسند.
فاز بعدی اطمینان عملیاتی را میطلبد: سیستمهایی که قطعیت، نقدینگی و انعطافپذیری به اندازه کافی قوی برای رشد سازمانی ارائه میدهند. دسترسی به سیستمهای مالی مشارکت را باز کرده است. اما این قابلیت اطمینان است که تعیین میکند چه کسی میتواند مقیاسپذیر باشد. این به ویژه در محیط امروز صادق است، جایی که نظارت نظارتی در حال سخت شدن است و اجرا در حال رسیدن به حجم معاملات است. کسبوکارهای ساخته شده بر ساختارهای مبهم یا با واسطه زیاد ممکن است سختتر بتوانند رشد سازمانی را حفظ کنند.
در طول زمان، دیدهام که سه ویژگی به طور فزایندهای زیرساخت ساخته شده برای این مقیاس را تعریف میکنند.
اول، اطمینان تراکنش. کسبوکارها به دید بر هر پرداخت نیاز دارند، از شروع تا تسویه نهایی. نه هر تراکنشی موفق خواهد شد؛ این واقعیت هر سیستم پرداخت است. اما عدم اطمینان درباره آنچه برای پول مشتری اتفاق افتاده سریعتر از خود شکست اعتماد را از بین میبرد. حجم سیستمهای پرداخت را نمیشکند. ابهام این کار را میکند. وقتی ارائهدهندگان نمیتوانند وضعیت بلادرنگ، جداول زمانی واضح تسویه و مدیریت مناسب استثنا را ارائه دهند، بازرگانان ریسک و هزینه را با رشد خود متحمل میشوند.
دوم، عمق انطباق. صدور مجوز باید به عنوان یک زیرساخت، نه اداره تلقی شود. تعامل مستقیم نظارتی و مجوز محلی معنادار، اتکا به واسطهها را کاهش میدهد، ریسک ساختاری را کمتر میکند و تعهد بلندمدت به حفاظت از وجوه را نشان میدهد.
سوم، انعطافپذیری پلتفرم. زمان بالا بودن باید یک معیار فنی باشد که نظم معماری را منعکس کند. در بازارهای تکهتکه شده، شکستهای پاییندستی اجتنابناپذیر هستند. سیستمهای ساخته شده برای پیشبینی آن شکستها و تطبیق آنها در زمان تقریباً واقعی، سیستمهایی هستند که قادر به پشتیبانی از حجم درجه سازمانی هستند.
فاز بعدی ساکتتر اما سختگیرانهتر خواهد بود، مدیریت پیچیدگی برای اطمینان از حل شدن هر تراکنش با اطمینان. وقتی پرداختها از گفتگوی روزمره ناپدید میشوند، آن زمانی است که کار میکنند. پرداختهای خوب نامرئی هستند؛ نه به این دلیل که ساده هستند، بلکه به این دلیل که شخص دیگری پیچیدگی را مدیریت میکند.
____
جیمی استیل مدیر عملیاتی pawaPay است، جایی که به ساخت و مقیاسپذیری یکی از پلتفرمهای پرداخت پول موبایل پیشرو آفریقا کمک کرده است. سابقه او شامل فینتک با رشد بالا و محیطهای نظارتی چندملیتی است، از جمله نقشهای ارشد در betPawa، Sportech PLC و KPMG.


